دسته: Uncategorized
امروز همه اش درگير گرفتن وام خودرو بودم كه هنوز هم كامل انجام نشد. گرفتاري هاي زياد مانع از آن مي شود كه از اين روزهاي زيباي بهاري لذت ببرم، شايد آخرين بهار عمر باشد.
ديروز سارا را در مهد گذاشتم و خودم در جلسه انجمن براي تقدير و بزرگداشت مرحوم ؟؟؟؟؟ شركت كردم. به مجري برنامه گفتم به نظر من چيزي كه بايد در اين مراسم برجسته شود و پيامي كه بايد القا شود اين است كه نيكي از ياد نمي رود و چگونه يك عده آدم پيدا شدهاند تا نيكي پنهاني را كه يك روح بزرگ در سلولهاي تاريك زندان و بدون اطلاع ديگران انجام ميدادهاست، پاس بدارند.
يادم است سالها پيش حديثي خواندم مبني بر اين كه اگر انسان طي دوران حياتش كار نيكي انجام دهد، پس از مرگش خداوند فرشتگاني را مامور ميكند كه همان عمل را در همان زمان هر روزه تكرار كنند. روح آن عزيز نيكوكار شاد باد.
خدا را شكر انگار دوباره دارم خودم را بازيابي ميكنم. ديروز كارنامه تافل دكتراي دانشگاه تهران را ديدم(در سايت دانشگاه). ظاهرا تمام نمره را گرفته بودم. بيست از بيست. خداوند را سپاس گفتم. حديث رابطه من با خدا، حكايت اين بيت است كه: گر چه ميگفت كه زارت بكشم، مي ديدم كه نهانش نظري با من دلسوخته بود
امروز چهارشنبه بيست و يكم فروردين ماه 1387 است كه در اين روز سارا گل باغ زندگيام يك سال و هشت ماهه ميشود. هرروز خدا را به آبرو داران و مقربان درگاهش قسم ميدهم اين اميد زندگي را كه به من بخشيده است، به من ارزاني دارد و سالم و صالح و در پناه خود نگاه دارد.
امروز رفتم دنبال كارهاي وام خودرو كه قرار است از طرف اداره به بانك تجارت شعبه حسابهاي دولتي معرفي شوم. در به در هم دنبال كتاب واژگان علوم اجتماعي انتشارات بهينه بودم. چون سايت انتشارات خراب بود، اطلاعات انتشارات بهنيه را از ” اطلاعات كتاب خانه كتاب” به شماره 9009003000 گرفتم.